مرتضى راوندى

273

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

دورهء صدارت « ميرزا آقاسى ، بدون مطالعه اقتصادى ، مقدارى چاه آب زدند - حاجى آنقدر به كارهاى اجتماعى و رشد فرهنگى مردم بيعلاقه بود كه در عهدش بساط روزنامه‌يى كه ميرزا صالح به خون دل برپا ساخته بود برچيده شد و بانى آن كه سابقا در مأموريت سياسى به روس و انگليس مىرفت . . . » « 1 » به بطالت روزگار مىگذرانيد . وحشت و نگرانى ناصر الدينشاه از بيدارى مردم ناصر الدينشاه در دوران سلطنت پنجاه سالهء خود ، مخصوصا پس از مسافرت به فرنگ و مشاهدهء حقوق و آزاديهاى فردى و اجتماعى ملل آن قاره ، بر آن شد كه حتى الامكان از نفوذ مظاهر گوناگون تمدن غرب به ايران جلوگيرى نمايد و اكثريت قاطع مردم را در جهل و تعصّب و بيخبرى نگاه دارد ، او حتى از نفوذ افكار انقلابى آزاديخواهان و اصلاح‌طلبان هندوستان و تركيه در ايران بيمناك بود ، نگرانى و وحشت او ، از بيدارى مردم به حدّى بود كه حتى از آمدن يك فرد ايرانى به لندن براى معالجه ، دچار ناراحتى شده بود ، وى در ذيل تلگراف رمز سفارت مورخ 20 جمادى الثانيه 1313 چنين نوشت : « آقا حسن بىاجازه رفته است ، نمىدانم از شما اجازه گرفته يا نه ؟ در هر صورت او را بايد زودتر به ايران مراجعت بدهند ، خيلى خيلى بد است پاى ايرانى اين‌جورها به فرنگستان باز شود ، اگر جلوگيرى نشود ، بعد از اين البته ، ده هزار ، ده هزار به فرنگستان خواهند رفت و خيلى خيلى اثر بد خواهد داشت . » « 2 » در دوران سلطنت پنجاه سالهء ناصر الدينشاه در محيط آزادى كش ايران زمينه براى بحث و انتقاد و اعلام نظريات روشنفكران و آزاديخواهان آماده نبود ، به همين علت ، ايرانيان روشنفكر و اصلاح‌طلب در خارج از كشور به نشر افكار و عقايد جديد سياسى و اجتماعى همت گماشتند . چند روزنامه‌يى كه در مصر و عثمانى و هندوستان منتشر مىشد ، نويسندگان آن هدف و آرمانى جز بيدارى مردم و آشنا كردن آنها به حدود و حقوق سياسى و اجتماعى خود نداشتند . عبد الرحيم طالبوف از جمله كسانى كه در خارج از كشور ، در راه بيدارى جامعه ايرانى و رهايى مردم از بند ظلم و استبداد كوشيده‌اند ، عبد الرحيم معروف به طالبوف ( 1330 - 1250 ) است كه فرزند نجارى تهيدست بود . وى در سال 1250 در

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 164 . ( 2 ) . گوئل كهن ، تاريخ سانسور در مطبوعات ايران ، ج يكم ( از 1253 ه . ق تا صدور فرمان مشروطيت ، انتشارات آگاه ، ص 28 ) .